طرلان

از خویش می روم که تو با خود بیاریم!

  لحظه شیرینی که به تو دل بستم از تو پرسیدم من...

تو منی یا من تو؟

و تو گفتی هر دو !

گفتم ایکاش پناهم باشی.همه جا و همه وقت دست تو در دستم...تکیه گاهم باشی !

و تو گفتی هستم.

تا نفس هست کنارت هستم.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٥ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط ترلان-> نظر ()

به اسم همون بالایی

سلام....شب عیده ولی عجیب دلم گرفته.تو این شباست که غیبت برادرم.بانو.خالم خیلی آزارم میده.بدجوری تنها شدم

یه دفعه چشم باز کردم همشون رفته بودن!همون لحظه فهمیدم تنهایی چقدر سخته!!!

تو همین لحظه احساس کردم که دیگه مجاز به پنهان کردن عشقش نیستم.

بقول حافظ: فاش میگویم و از گفته خود دلشادم     بنده عشقم و از هر دم جهان آزادم

چند سال پیش از خدا تو همین شب یه هدیه گرفتم...امشب هم ازش میخام کمکم کنه!نمیتونم بیشتر از این تنها بمونم.

تنها شنیدن اسمش یا دیدن عکسش تو فیس بوک آرومم میکنه...راه دیگه ندارم.از بانو کمک خاستم.از نرگسم کمک خاستم...

اما.............بماند.اهل گله نیستم.شاید هم هستم ولی عادت به گفتن گلایه هام ندارم.

حالا میگم خدایا اینقدر که تنها شدم پس خدت دیگه تنهاترم نذار...خاهش میکنم ازت!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٥ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط ترلان-> نظر ()

واقعا نمیدونم درون تو که اینقدر ازم دوری چی دیدم که به قول حافظ: ما دل و دیده سپردیم به طوفان بلا!

آره عزیز دل! با تو ام.....تویی که خیلی ازم دوری.مینویسم به امیدی که یه روز بخونی و بفهمی امسال روز پدر رو به تو حتی قبل پدرم تبریک گفتم...آره.گفتم.اما تو دلم و این برام خیلی سخت بود.امیدوارم یه روزی بیاد تا ..........بگذریم.

و اما برای تو برادرم...روزت مبارک.از ته دل برات آرزوی بهترینها رو دارم.همیشه خوش بودنت آرزوی قلبمه و لبخندهای قشنگی که میزنی رو تو یه گوشه از ذهنم ضبط کردم و امیدوارم همیشه رو صورت قشنگت باشه. 

و در آخر برای پدرم که ایستاد و آموختم نترسم...بمانم..بجنگم تا برسم به هدفهایی که در ذهن داشتم.بر دستان پرمهرش بوسه میزنم...و آرزوی سلامتی جسم و روحش را از خدا دارم.او مانده در کنارم تا به دخترکش بیاموزد غلبه بر روزگار مهم نیست.آنچه مهم است درسی است که من از زمانه میگیرم.

باز هم میگویم در آخر برای ٣ مرد مهم زندگیم:پدرم.برادرم و عشقم روزتان مبارک.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٥ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط ترلان-> نظر ()

...و لازم نیست عاشق باشی تا بفهمی هر نفس بدون تو یعنی مرگ!

چون کمی تفکر برای درک عشق دیگری کافیست!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط ترلان-> نظر ()

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی نه خالی!نه خواب و خیالی

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هماواز با ما:

تو را دوست دارم.تو را دوست دارم

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/٢۸ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ توسط ترلان-> نظر ()

مثل سیب سرخ قصه ها

عشق را

از میان

                                        دو نیمه می کنیم

نیمه ای از آن برای تو

نیمه دگر برای من

بعد...

نیمه ها هم از میان

                                    دو پاره می شوند

پاره ای از ان برای روح

پاره دگر برای تن...

                                                                                                (قیصر امین پور)

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٥ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط ترلان-> نظر ()


قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت